حسناحسنا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره

حسنا کو چو لو

روز زیارتی امام رئوف

1390/7/30 17:21
نویسنده : مامان جونی
346 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مامانی دیروز روز زیارتی اقا بود من شب قبلش به باباجونی گفتم فردا صبح زود از خواب نانازیمون بزنیم و بریم حرم البته اگه اقا بطلبه

اره مامانی صبح ساعت ٦ بود که بیدار شدیم شما هنوز خواب بودی تا ماصبحونه خوردیم شما هم  موقع لباس پوشیدن با بوسهای بابایی بیدار شدی مثل همیشه خنده رو با ذوق زدی اخه همیشه صبح که بابایی میری شما تو خواب نازی  .......

اره خلاصه اقا مارو طلبید رفتم حرم خیلی شلوغ بود تا بابایی شمارو برد کنار ضریح منم زیارتنامه خوندمو چند رکعت نماز هم برای دایی محمد اخه تو وصیتنامه اش نوشته  هر وقت حرم میرید برا من نماز زیارت بخونید ساعت 9/5 بود اومدیم بیرون حرم بعد از اونجا رفتیم خونه مادرجون همه خوب بودند نهار اونجا بودیم بعد اومدیم خونه شب قرار شد بریم خونه دایی حسن اما اونقدر بارون شدید بود که نشد بریم خیلی بارون قشنگی بود من متولد همین فصلم  عاشق بارون  خوب برا امروز بسته دیگه شما هم که داری اذیت میکنی باید بیام پیش شما

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان نفس طلایی
3 آبان 90 17:06
خوش به سعادتتون زیارت قبول


مامان طاها
1 آذر 90 12:22
من موفق نشدم عکسی از نی نیه نازت ببینم .
عکسهای وبلاگو زیاد کن.
اما یه عکس کوچولو گوشه سمت راست وبلاگت هست که اون خیلی خیلی خوشگه.
برای نینیت حتمآ اسفند دود کن.


اره ممنون


چشماتون قشنگ میبینه
چشم حتما سعی میکنم

عکس های وبمو بیشتر کنم